فکرانه

En
تصویر

با استفاده از تکه های ورق و پارچه و قطعات اسباب بازی یک رودخانه پر از ماهی های رنگارنگ ساختیم.

بازی 2: ماهیگیری

در خانه ماهی گیری کردیم

 مهمانی که میرویم، گاهی بچه ها به شدت به یکی از اسباب بازی های صاحبخانه علاقه مند میشوند و بعد از مهمانی خیلی اصرار میکنند که آن را بخریم. اکراه دارم که چیزی را که  خانه مردم دیده اند و خواسته اند برایشان بخریم، دوست دارم این را کم کم متوجه بشوند که هرچیزی که مردم دارند را دلیلی ندارد که ما هم داشته باشیم. ضمن این که دوست دارم برای خواسته هایشان راه حلهایی به غیر از خرید کردن پیدا کنند! اما خب، راضی کردن بچه ها هم همیشه کار راحتی نیست! یک بار یک بازی ماهیگیری خانه اقوام دیدیم که تعدادی ماهی فومی داشت که چشمشان فلزی بود و با یک قلاب ماهیگیری که سرش آهن ربا داشت باید ماهی میگرفتیم. پسر بزرگم آن را خواست و اصرار داشت که مثلش را بخریم. کمی فکر کردم. در حالی که شدیدا نا امید بودم ولی سعی داشتم در چهره ام مشخص نشود گفتم، ما خودمان هم شاید بتوانیم آن را بسازیم. میدانستم که به این راحتی ممکن است رضایت ندهد. بالاخره قرار شد تلاشمان را بکنیم تا ببینیم چه پیش می آید. به جای فوم از نمد استفاده کردیم. ماهی هایی را با کمک بچه ها کشیدیم و بردیم. به زیر هرکدام یک سنجاق قفلی وصل کردیم و یک آهنربا هم به طنابی وصل کردیم تا قلابمان را بسازیم. بعد امتحان کردیم و دیدیم به خوبی کار میکند! گرچه از ابتدای کار ناامید بودم که نتیجه بدهد، ولی خوشبختانه نتیجه داد و رضایت حاصل شد. از همه مهمتر حس ساختن و تولیدکنندگی است که با ساختن یک بازی در بچه ها ایجاد میشود.

 

 
تاریخ : 1399/10/21